یادداشت برداری: برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی کسب و کار ۲

  1. پنج سوال مهم:
    • می خواهیم کجا باشیم؟ (فرجام ها، خروجی ها، مقاصد، اهداف و چشم انداز کلی مان)
    • وقتی به آنجا رسیدیم، از کجا خبردار شویم؟ (ارتباط بین نیازها و خواستهای مشتریان از طریق یک سامانه بازخورد قابل اندازه گیری)
    • اکنون کجاییم؟ (مسائل و مشکلات امروز)
    • چگونه به آنجا برسیم؟ (برنامه ها و زمان بندی ها)
    • احتمال تغییر چه چیزی در محیط و در آینده زیاد است؟
  2. در تفکر سیستمی، کل در درجه اول اهمیت و اعضای تشکیل دهنده در درجه بعدی قرار دارند. (برعکس این موضوع درست نیست)
  3. اگر اوضاع به خوبی پیش می رود، پس احتمال زیاد داریم کاری را اشتباه انجام می دهیم.
  4. انتخاب هدف و انتخاب دقیق هدف، معیار شماره یک در موفقیت است.
  5. موراد کلیدی که برای موفقیت باید اندازه گیری شود.
    • رضایت مشتری
    • رضایت کارکنان
    • رشد مالی
    • شاخص های کلیدی عملکردی
  6. اگر در مورد یک تغییر فرهنگی (و ارزشی) جدی هستید، باید مستقیم به آن حمله ببرید. تغییر تدریجی که کسی را به دردسر نیندازد، شما را به هیچ کجا نخواهد رساند.
  7. اگر همیشه همان کاری را بکنید که همیشه کرده اید، همیشه همان نتیجه ای را خواهید گرفت که همیشه به دست آورده اید.
  8. برتری یعنی انجام ده هزار کار به شیوه درست.
  9. اگر پول چیزی است که برای موفقیت لازم است، پس ژاپن و آلمان چطور از خاکستر برخاستند؟
  10. آنچیزی که می دانیم یا آنچیزی که فکر میکنیم یا آنچیزی که به آن اعتقاد داریم، در نهایت نتیجه اندکی خواهد داشت. تنها چیزی که اهمیت دارد، آنچیزی است که انجام می دهیم.
  11. بیشتر شرکت ها به خاطر عدم استعداد یا نداشتن چشم انداز استراتژیک با شکست روبه رو نمی شوند. آنها به خاطر عدم اجرا شکست می خورند. همان بازداشتن و کشمکش داشتن روتینی که اغلب شرکت های بزرگ کرارا انجام داده و برای بهتر انجام دادن آن، تلاش می کنند. تی جی راجرز
  12. درک اینکه ما باید تغییر را مدیریت کنیم، قبل از اینکه آن مارا مدیریت کند، بسیار ضروری است.
  13. افراد از چیزی که به خلق آن کمک کرده باشند، پشتیبانی می کنند.
  14. مشتری تنها دلیل وجود شما است.
  15. پیدا کردن یک مشتری جدید پنج مرتبه سخت تر از نگهداری مشتری فعلی است.

 

FacebookTwitterGoogle+
سایر مباحث مدیریتی,متفرقه

یادداشت برداری: برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی کسب و کار ۱

پس از مطالعه کتاب برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی کسب و کار، حسب عادت همیشه از یادداشت برداری از نکات مفید کتاب، یکسری از نکات که در دو قسمت به عنوان پست منتشر خواهم کرد را یادداشت کردم که ارزش مطالعه کردن را خواهد داشت.
  1. سه هدف اصلی هر سامانه مدیریت استراتژیک:
    • هدف اول: توسعه یک برنامه/مستند استراتژیک
    • هدف دوم: اطمینان حاصل کردن از اجرای موفق آن
    • هدف سوم: ایجاد و نگهداری عملکرد سطح بالا در طولانی مدت
  2. هر سازمان یا گروهی که برنامه ریزی استراتژیک و کسب و کار و چرخه تغیر را شروع می کند، در ابتدا باید از خود بپرسد: این برنامه ریزی استراتژیک؛
    • یک رویداد است؟
    • یک فرایند است؟
    • تغییری در نقش هایمان است؟
    • تغییری در روش اجرای فعالیت روزمره مان است؟
  3. تعیین اهداف مختلف برای بخش های مختلف اشتباه است، هدف هر بخش در هر اداره ای بایدحمایت از استراتژی های محوری کل سازمان باشد.
  4. برنامه های استراتژیک و کسب و کار باید اسنادی زنده و جاندار باشند.
  5. افراد از چیزهایی که به خلق آن کمک کرده اند، پشتیبانی می کنند.
  6. تنها برتری هر سازمانی در طولانی مدت، رهبری آن است.
  7. کارکنان مهمترین دارایی سازمان خواهند بود، به شرطی که رهبران سازمان این اجازه را به آنها بدهند.
  8. شش سطح از مهارت ها و قابلیتهای مدیریت طبیعی عبارتند از:
    • افزایش تسلط بر خود
    • برقراری رابطه
    • ایجاد گروه های موثر
    • ایجاد فرآیندهای کسب و کار مشتری محور
    • هم راستا کردن نتیج سازمانی
    • خلق ارزش برای مشتری
  9. رهبری، هنری ذهنی است که نیازمند تعهد طولانی مدت به آن، به عنوان یک فرصت مجزا برای رشد حرفه ای است.
  10. کلید رویکرد تفکر سیستمی، تمرکز بر نتایج خودتان است.
  11. هر سازمان یک سامانه زنده است.
FacebookTwitterGoogle+
سایر مباحث مدیریتی,متفرقه

یادداشت برداری:سرگذشت شگفت انگیز گوگل ۲

  1. رئیس نظام های رایانه ای استنفورد، چارلی اورگیش می گوید: لری پیج دنیا را می گشت تا یک پنی صرفه جویی کند.
  2. وینو گراد می گوید: آنان نوعی دیدگاه منفی نسبت به اولیای امور داشتند. اگر می دیدند که دنیابه راهی می رود، اما به باور آنان باید به راه دیگری برود، به احتمال زیاد می گفتند، “بقیه دنیا اشتباه می کند” و نه اینکه شاید ما باید تجدید نظر کنیم. آنان نسبت به رویکردشان اطمینان داشتند  و به شما می گفتند بقیه در اشتباهند.
  3. کلید رویکرد گوگل تقسیم کردن کارهای پیچیده به قطعات کوچکتری بود که بتوان آنها را به طور همزمان اداره کرد. برین و پیج با استفاده از معادلات ریاضی و چندین رایانه شخصی توانستند یک خط تولید مدرن برای پردازش، گردآوری، فهرست بندی و ارائه اطلاعات بسازندو بهره گیری از قانون مور نیز به آنان اطمینان داد تا به قدرت محاسبات بیشتر با هزینه کمتر دست یابند.
  4. دردسر به هیچ وجه تمام شدنی نیست.
  5. اگر شرکت ها توسط زوج های کارآفرینی تشکیل شوند که دیدگاه های مشترکی داشته باشند، موفق تر از شرکت هایی خواهند بود که توسط افراد به تنهایی تاسیس می شوند.
  6. داشتن یک اعتقاد آتشین همان چیزی است که برای غلبه بر موانع غیر قابل اجتناب به آن نیاز دارید.
  7. زمان نقش حیاتی دارد.
  8. سالیوان گفت: آنچه که همیشه به وضوح و با صدای بلند به گوش می خورد، تعهد و جدیتشان در این باره بود که می خواستند درستکار باشند.
  9. پیج در سال ۲۰۰۰ گفت: مشکلات و ناکامیهای فراوانی وجود دارد. من برای کارهایی که لازم است انجام دهیم، پایانی نمی بینم. اگر در سال آینده بهتر از این نباشیم، تقریبا فراموش خواهیم شد.
  10. ماموریت آرمانی گوگل: قابل دستیابی و بهره برداری کردن تمام اطلاعات موجود در جهان به طور رایگان.
  11. موریتز: درآمد همیشه قطره قطره آغاز می شودو شبیه رگبار باران است. قبل از آنکه از باران خیس شوید، اول قطراتی از آن را احساس کنید.
  12. گوگل گرایش های جامعه گرایانه تری دارند. آنان دوست دارند به کاربرانشان حق رای بدهند.
  13. گوگل آگهی ها را بر اساس دو عامل درجه بندی می کرد: مبلغی که شرکت کایل به پرداختن آن است و تعداد دفعاتی که کاربران روی آن آگهی کلیک می کنند.
  14. گوگل می کوشید تا در لحظه تصمیم گیری خرید یک محصول به مصرف کننده دست یابد. نه اینکه با جایگذاری آگهی ها حسب ویژگی های مناسب جمعیت شناختی  مصرف کننده، قضیه را ماست مالی کند.
  15. در بازاری که به سرعت در حال رشد است، بهتر است برای رشد بازار با هم کار کنیم، نه اینکه رقبا را از میان برداریم و بازار را کوچک کنیم.
  16. یکی از بهترین پروژهای گوگل در پروژه ۲۰ درصد از اوقات کاری پرسنل رقم خورده است. برای نمونه می توان به Google News اشاره کرد.
  17. جمله آغاز یک نامه از طرف برین و پیج به کمیسیون اوراق بهادار و مبادله: گوگل یک شرکت متعارف نیست. ما قصد نداریم فقط یک شرکت متعارف باشیم.
  18. باید بتوان به افرادی که می خواهید با آنها کار کنید، اعتماد داشته باشید.
  19. هرگاه چیزی سوال انگیز به نظر برسد، باید بلافاصله با حالت تهاجمی دست به اقدام زد.
  20. پروفسور ادلازوسکا: اگر جزئی از غلتک نباشید، جزئی از جاده اید.
  21. شرکت های بزرگ به نوآوری اعتقاد دارند و روی آن سرمایه گذاری می کنند، زیرا عامل ذاتی موفقیتشان است.
FacebookTwitterGoogle+
سایر مباحث مدیریتی,متفرقه

یادداشت برداری:سرگذشت شگفت انگیز گوگل ۱

پس از مطالعه کتاب سرگذشت شگفت انگیز گوگل، حسب عادت همیشه از یادداشت برداری از نکات مفید کتاب، یکسری از نکات که در دو قسمت به عنوان پست منتشر خواهم کرد را یادداشت کردم که ارزش مطالعه کردن را خواه داشت.

در یک خط تلاش، برنامه ریزی، پیگیری و هدفمند حرکت کردن در کل حرکت روبه جلوی گوگل موج می زند که این موضوع در بند بند این کتاب به قابل بررسی است.

  1. گوگل در سال ۱۹۹۸ تاسیس شده است.
  2. توسعه گوگول به طور کامل به صورت شفاهی روی داده است، به این ترتیب که کاربران راضی آن را به دوستان خود توصیه کرده اند و دیگران از طریق رسانه های آنلاین از آن مطلع شده اند.
  3. گنجانيدن متون تبليغاتى كوچك كاملا نشانه گيرى شده اي كه جست و جو كنندگان براى دستيابى به اطلاعات بايد روى آن كليك ميكردند، موتور جستجوى گوگل را چند سال قبل به يك ماشين پول سازى تبديل كرد.
  4. گوگل توانسته است عملكرد كارآمد روى اينترنت را با نشانه گيرى تبليغات به سمت افراد در لحظه اى كه بيشترين نياز را به آن دارند، يعنى زمانى كه دنبال اطلاعات هستند، محاسبه كند.
  5. گوگل براى كاربران رايگان است. ميلياردها دلارى كه به صورت پول يا سود از جانب آن در گردش است، محصول فرعى تلاشهاى متمركز شده شركت بر نوآورى است و نه حاصل معيارى كه به طور داخلى براى اندازه گيرى موفقيت يا تعيين با ارزش بودن مطالعه يك پروژه، مورد استفاده قرار گرفته باشد.
  6. بر خلاف اكثر شركت هايى كه مديران اجرايى و مديران محصول آنها ميكوشند كه ابتدا به راه هايى براى درآوردن پول دست يابند و سپس محصولاتى را بيافرينند، گوگل جايى است كه متخصصان فناورى نخست ميكوشند كه به راه حل هاى مسائل دست يابند.
  7. يكى از دلايلى كه شركت(گوگل) هيچ نيازى به بازاريابى ندارد، اين است كه فرهنگ آن، تمركز ليزر گونه اى بر تامين منافع كاربران گوگل را به بهترين نحو پرورش ميدهد. در عوض كاربران نيز تبديل به بهترين مدافعان گوگل مي شوند.
  8. گوگل به دنبال بدست آوردن پول در كوتاه مدت و تا جايى كه ميتواند، نيست.(مثال: صفحه بدون تبليغ اول گوگل)
  9. روح ماشين گوگل، نوآورى سريع است. مهمترين موضوعى كه تقريبا در تمام جلسات هيئت مديره شركت درباره آن بحث ميشود. براى برين و پيج، حفظ حفظ نوآورى همراه با رشد گوگل، مهمترين چالش است و نوآورى، همان دليلى است كه شركت را پيشاپيش ديگران قرار داده و رسيدن به آن را غير ممكن كرده است.
  10. در گوگل ترجيح داده ميشود كه افراد در گروه هاى كوچك سه نفرى كار كنند و از هريك از كاركنان انتظار ميرود كه ٢٠٪ وقت خود را صرف تفحص درباره انديشه هايى كنند كه به نظرشان از همه جالبتر مى آيند.
  11. لاری پیج: خوش بینی مهم است، باید در مورد هدفی که میخواهید تدوین کنید کمی جسارت داشته باشید. عبارتی هست که من در دانشگاه باد گرفته ام که می گوید: یک بی اعتنایی سالم به کارهای نشدنی داشته باشید(کار نشد ندارد). این واقعا عبارت خوبی است. شما باید دست به کاری بزنید که اکثر مردم نخواهند زد.
  12. گوگل فقط در ۵ سال به گوگل تبدیل شد. در اصل گوگل یک پروژه تحقیقاتی در دوره دکترای برین و پیج بوده است که به این عظمت رسیده است.
  13. یک الهام یا یک فکر بکر نیاز به عرق جبین زیادی دارد.
  14. لری پیج گفت: فرصت های بسیاری وجود دارد که می توانید تاثیر عظیمی بر جهان بگذارید. با استفاده از اهرم علم و فناوری، هر یک از شما جایگاه منحصر به فردی دارید  و باید از این بابت هیجان زده باشید.
  15. تنها راه بدست آوردن موفقیت این است که اول، شکست های فراوانی داشته باشید
  16. معنای گوگل: گوگل یعنی یک عدد بسیار بزرگ. عدد ۱ با صدتا صفر جلوی آن. ما سعی می کردیم با این اسم کنار بیاییم، ولی املای آن را درست نمی دانستیم و در واقع، املای آن را غلط نوشتیم. این اصطلاح ریاضی است و املای صحیح آن googol است. بنابراین املای صحیح گوگل اینگونه است و خوشبختانه اکثر مردم آنرا نمی دانند.
  17. در گوگل ما مهارت های علمی، مهارتهای ریاضی و مهارت های رایانه ای داریم، اما مهارت زیادی می خواهد که مردم را نسبت به کارتان علاقه مند کنید.
  18. از آنجا که احساس نمی شود که گوگل سعی دارد چیزی را به فروش رساند، مردم موتور جست وجو را از آن خود دانستند و آمادگی بیشتری پیدا کردند تا آنرا به عنوان چیزی متعلق به خود بپذیرند.
  19. با رشد پایگاه های داده ها و پایگاه کاربران، برین و پیج به رایانه های بیشتری نیاز پیدا کردند. این دو که پول چندانی در اختیار نداشتند، با خریدن قطعات و ساختن ماشین های مورد نیازشان، به این طرف و آن طرف زدن هاو یافتن رایانه های بی صاحب در محل تخلیه وسایل اسقاطی، مبالغی را صرفه جویی می کردند.
FacebookTwitterGoogle+
سایر مباحث مدیریتی,متفرقه