یادداشت برداری: پروژه های سریع

در این پست به نکاتی که از مطالعه کتاب پروژه های سریع یادداشت برداری کرده ام، پرداخته شده است.

  1. مدیریت پروژه یکی از دشوارترین کارها در دنیا است، زیرا شما مجبورید آینده را پیش بینی کنید و سپس آن را عملی کنید.
  2. اولین دلیل شکست پروژه ها این است که آنها از اول غیر ممکن بوده اند.
  3. اگر میخواهید پروژه سریعی داشته باشید، نکته کلیدی این است که بدانید دقیقا از شما چه خواسته شده است. برای انجام این کار مراحل زیر را انجام دهید:
    • از خودتان بپرسید: چه رویدادی نشاندهنده پایان این پروژه است؟
    • فهرستی از ذی نفعان آماده کنید و شرایط برد هریک از آنها را بنویسید. ذی نفعان تمام اشخاص یا گروه هایی هستند که تحت تاثیر پروژه قراردارند. شرایط برد نیز چیزهایی هستند که پروژه را برای آن ذی نفع موفقیت آمیز می کنند.
    • باید در زمانی که به عنوان  پایان پروژه مشخص کرده اید، همه این موارد را تحویل دهید. در غیر اینصورت شرایط برد یا برخی از شرایط برد باید تغییر کنند.
  1. نخستین کاری که باید پس از تحویل گرفتن پروژه انجام دهید، مشخص کردن محدوده پروژه است.
  2. شرایط برد ذی نفعان مختلف می توانند سطوح اهمیت متفاوتی داشته باشند.
  3. رمز موفقیت در پروژه پرداختن زیاد به جزئیات است.
  4. شرایط برد (برای ذی نفعان)، شانسی به دست نمی آید.
  5. کار مدیر پروژه، پیش بینی آینده است.
  6. حجم کاری مدیر پروژه باید ۱۰% کل پروژه باشد.
  7. اصلی ترین کار مدیر پروژه برقرار نمودن تعادل میان این عرضه و تقاضا است.
    • تقاضا از کاری که باید انجام شود، ناشی میگردد.
    • عرضه نیز از افرادی که باید آن کار را انجام دهند.
  8. به صورت کلی باید مقداری از برنامه ریزی را به برنامه ریزی در صورت شکست اختصاص دهید. مقداری از این برنامه ریزی را شفاف بیان کنید و مقداری را پنهان کنید و حتی اگر حس میکنید با مقاومت روبه رو خواهیدبود، کلا برنامه مربوطه را پنهان کنید.
  9. تحلیل ریسک: یک روش ساده و بسیار موثر برای تحلیل ریسک، گذر از مراحل زیر است:
    • در یک جلسه BrainStorm ریسکهای وارد به پروژه را بررسی کنید. ریسک ها چیز هایی هستند که میتوانند باعث به دردسر افتادن پروژه شوند.
    • هر ریسک را بر اساس احتمال وقوعش درجه بندی کنید. از مقیاس ۳ نمره ای استفاده کنید: ۳= ریسک بالا، ۲= ریسک متوسط، ۱= ریسک پایین.
    • هر ریسک را بر اساس اثری که دارد درجه بندی کنید. از همان مقیاس ۳ نمره ای استفاده کنید.
    • حاصل ضرب دو مورد بالا در هم، بیانگر احتمالی است که شما در معرض این ریسک خاص قرار دارید. هر چه عدد حاصله بزرگتر باشد، احتمال وقوع ریسک بالاتر است.
    • برای هر ریسک مشخص کنید که چه اقدامی می تواند احتمال وقوع آن را کاهش دهد.
    • برای هر ریسک مشخص کنید که چه اقدامی می تواند شروع بروز ریسک را مشخص کند.
  10. دوازده علت رایج شکست پروژه ها
    • پروژه از اول هم غیر ممکن بوده است.
    • هدف پروژه درست تعریف نشده است.
    • هدف پروژه درست تعریف شده است، اما تغییرات وارد بر آن کنترل شده نیستند.
    • ذی نفعان یا شرایط برد آنها مشخص نشده است.
    • پروژه برنامه ریزی درستی ندارد
    • رهبری پروژه مناسب نیست.
    • پروژه برنامه ریزی درستی دارد، اما منابع آن طبق برنامه فراهم نشده است.
    • برنامه طوری ریخته شده است که مقادیر احتیاطی را در نظر نمی گیرد.
    • انتظارات افراد، اداره نشده است.
    • پروژه برنامه ریزی درستی دارد، اما بر پیشرفت آن طبق برنامه نظارتی وجود ندارد و درست کنترل نمی شود.
    • گزارش دهی پروژه کافی نیست یا اصلا وجود ندارد.
    • وقتی پروژه به دردسر می افتد، همه فکر میکنند می توان خیلی ساده مشکل را حل کرد، اما مثلا با کار بیشتر، عقب انداختن ضرب العجل پایان پروژه، افزایش منابع. که این موضوع اصولا در اکثر مواقع راه گشا نیست.
  11. هیچ کس تاکنون نگفته است که مدیریت پروژه، یک عرصه رقابت بر سر محبوبیت است. (مشکل اکثر مدیر پروژه ها)
  12. هنگام اجرای پروژه سه چیز را باید در نظر بگیرید. ابتدا باید افراد را درست اداره کنید، دوم باید پیشرفت کار را در مقایسه با برنامه بسنجید، سوم باید نتایج این برنامه را با ذی نفعان بگویید. عملا برای داشتن یک پروژه سریع باید این سه کار را با سرعت بالا انجام دهید.
  13. پروژه موفق یعنی ذی نفعان راضی، و رضایت ذی نفعان یعنی مشخص کردن و مدیریت انتظارات آنها.
FacebookTwitterGoogle+
مدیریت پروژه,کنترل پروژه

SRS یا شرح نیازمندی مشتری چیست؟

SRS) Software Requirement Specification) یک مستند برای بیان راه حل هایی است که با استفاده از آن ها می توانیم به نیازمندیهای مطرح شده کارفرما که در قالب مستند CSR مطرح شده است، پاسخ مناسب دهیم. در این مستند بیان جزیئات بخش های پروژه، امکانات و ویژگی های هر بخش به تفکیک و سطوح دسترسی آن از نظر انواع کاربرانی که در آینده باید از پروژه مدنظر استفاده نمایند، الزامی است. در نهایت این مستند با بیان دقیق ارتباط بین بخش ها با استفاده از تنظیم انواع فلوچارت ها، USE Caseها، Class Diagramها و هرگونه نمودار دیگری که عملکرد هر بخش و ارتباطات آنها را بهتر بیان میکند، تمام خواهد شد.

در زیر به بخش های این مستند به صورت خلاصه و البته تعریف هرکدام از آنها، اشاره شده است:

بخش اول: معرفی پروژه

۱) هدف

در این قسمت هدف تهیه مستند و مخاطبان مستند شرح داده خواهد شد.

۲) محدوده پروژه

در این بخش نام سامانه به همراه کاربرد و هدف کلی سامانه و همچنین مزایا و اهداف که مشخص کننده اندازه پروژه و اندازه جامعه کاربری سامانه هست شرح داده خواهد شد

۳) تعاريف، اصطلاحات و اختصارات

همه کلماتی که باید در طول مستند با استفاده از آن، به یک معنی و کاربرد خاصی برسیم در این قسمت شرح داده خواهد شد. فقط باید توجه داشت که از این کلمات در کل مستند به‌صورت عیناً مشابه استفاده شود.

۴) منابع و مراجع

در این بخش مراجعی که در هر جایی از مستند به ارجاع داده شده و یا از آن‌ها استفاده شده ذکر می‌گردد.

۵) نگاه اجمالی

بخش بندی مستند به‌صورت کلی در یک نگاه در این قسمت مشخص می‌شود. به عبارتی خواننده مستند باید بتواند بامطالعه این قسمت از بخش بندی و دسته بندی کلی مستند را به‌صورت اجمالی مطلع شود.

بخش دوم: شرح کلی

در اين بخش عواملي را كه روي نیازمندی‌های پروژه تأثیر گذار هستند توضيح داده می‌شوند البته این بدان معنی نیست که نيازمندي­ها را  در اين بخش تعريف كنيم زیرا در ادامه بخش مربوط به شرح نیازمندی‌ها در مستند خواهیم داشت. به عبارتی در این قسمت باید صرفاً به‌صورت تیتر وار به نیازمندی‌ها اشاره شود تا عملاً خواننده مستند یک دید کلی نسبت به پروژه و امکانات آن داشته باشد.

۱) دورنمای محصول یا محیط سیستم

در این قسمت به‌صورت کلی همه سیستم‌ها، زیر سیستم‌ها، سیستم‌های خارجی و داخلی و به‌صورت کلی همه عواملی که مستقیم و غیرمستقیم با پروژه و نیازمندهای آن در ارتباط هستند، شرح داده خواهد شد.

در واقع یک چشم انداز بیرونی از سیستم ارائه می‌شود. و رابط‌های استفاده از سیستم مشخص می‌گردند. این بخش را می‌توان صرفاً با یک توضیح متنی کامل نمود و یا آنکه در قالب موارد نیز مورد بررسی قرار گیرد:

۲) رابط­های کاربری: در این بخش توضیحی در خصوص راه‌های ارتباطی کاربر و سامانه ارائه می‌شود(مانند پنل مدیریتی و بخش پرتال یا سایت، نسخه موبایل) و همچنین جوانب استفاده از سایت و موارد سهولت در استفاده

۳) رابط­های سخت افزاری: مثال این مورد می‌تواند ارتباط با یک GSM Modem باشد.

۴) رابط­های نرم افزاری: منظور ارتباط با سایر برنامه‌های نرم افزاری هست.

۵) رابط­های ارتباطی: منظور استفاده از پروتکل‌های شبکه‌ای هست. مثلاً ممکن است در یک پروژه نیازمند ارتباط با FTP یا MailServer باشیم. موارد ایمیلی، SMS و مشابه در این بخش ذکر می‌گردد.

۶) فعالیت‌ها و کارکردهای سامانه

اين بخش خلاصه­ايي از كاركردها و عمليات اصلي ايي كه در پروژه، مدنظر است را در بر خواهد گرفت. مثلاً اگر يک سيستم حسابداري مدنظر ما باشد بايد در اين بخش ” نگهداري حساب‌های مشتري” و “آماده سازي صورتحساب مشتري ” را در كاركردهاي اصلي درج کرده و به جزييات موارد اشاره نكنيم. بايد در حدي واضح بنويسيم كه هر شخصي كه براي اولين بار اين مستند را مي­خواند كاركردهاي سيستم برايش قابل درك باشد. مثلاً بخش محصولات، فروشگاه و …

۷) ویژگی‌های كاربران سيستم

در این بخش مشخصه‌ها و ویژگی‌های کاربران سیستم شرح داده خواهد شد. در واقع مشخص می‌کند چه کاربرانی نیاز به استفاده از این پروژه دارند و به‌صورت کلی از چه قسمت‌هایی نیز باید در جهت رسیدن به هدفشان استفاده نمایند. در واقع این بخش همانند بخش معرفی مخاطبان یک کتاب که این کتاب برای چه کسانی نوشته شده است هست.

۸) محدودیت‌ها

در این بخش به شرح نیازمندی‌هایی که توسعه نرم افزار را وابسته به عوامل خارجی خواهد کرد که عملاً دست توسعه دهنده را در توسعه امکانات می‌بندد، می‌پردازیم.

۹) فرضيات و وابستگی‌ها

فاكتورها و مواردی كه روي سيستم تأثیرگذار هستند مشخص می‌کنیم. فرضياتي را بيان می‌کنیم كه تغيير  آن‌ها در عملکرد نیازمندی‌های ما تأثیر بگذارد مثلاً فرض اينكه در صورتی که ارتباط با وب سرویس خاصی برقرار نبود برخی امکانات نیز در دسترس نخواهد بود و یا نحوه سرویس دهی متفاوت خواهد بود.

بخش سوم: مشخصه نیازها

۱) رابطه‌های بیرونی

در این بخش مواردی که سامانه نرم افزاری از طریق آن ورودی گرفته و یا به آن‌ها خروجی می‌دهد، به‌طور کامل باید شرح داده شود. در این بخش تمامی رابط‌های که پیش‌تر لیست شدند باید شرح داده شوند. مثلاً ویژگی‌های رابط‌های کاربری. ممکن است برخی از موارد در بخش‌های دیگر توضیح داده باشد، اما در این قسمت بخش‌هایی از نیازمندی مدنظر است که به گرفتن ورودی یا خروجی ارتباط دارد.

۲) امکانات سامانه

در این قسمت به شرح ریز و دقیق بخش‌های هر نیازمندی می‌پردازیم. جهت آشنایی با فرمت شرح هر نیازمندی چند مورد به‌صورت نمونه در این قسمت درج شده است.

۲٫۱) سؤالات متداول

شرح: در این قسمت لیست سؤالات متداولی که کاربران می‌پرسند به تفکیک و دسته بندی قابل‌مشاهده خواهد بود.

ویژگی‌های این قسمت

  • تعریف سؤال
  • تعریف پاسخ سؤالات
  • تصویر فلوچارت

فیلدهای قابل‌مشاهده در این قسمت عبارت‌اند از

  • تعریف سؤالات و پاسخ آن‌ها: با استفاده از فیلدهای زیر می‌توان اقدام تعریف سؤالات و پاسخ آن‌ها کرد.
  • شرح سؤال: یک فیلد ویرایشگر که شرح سؤال در آن درج خواهد شد.
  • شرح پاسخ: یک فیلد ویرایشگر که شرح پاسخ در آن درج خواهد شد.
  • گروه: یک لیست بازشو که نام دسته بندی‌ها در آن قرار دارد.

۳) نیازمندی‌های طراحی و استانداردها

  • زبان برنامه نویسی هسته سیستم:
  • زبان برنامه نویسی رابط کاربری سیستم:
  • محیط برنامه نویسی:
  • سیستم عامل:
  • پایگاه داده مورد استفاده:

۴) ویژگی‌های سامانه

۴٫۱) امنيت

مواردی که از نظر امنیتی مدنظر است به‌صورت ریز در این قسمت باید درج شود، حتی به شرح انتظاراتی که در این قسمت از بحث امنیت خواهیم داشت باید به‌صورت ریز و دقیق اشاره شود.

۴٫۲) سئو

مواردی که از نظر سئو مدنظر است به‌صورت ریز در این قسمت باید درج شود، حتی به شرح انتظاراتی که در این قسمت از بحث سئو خواهیم داشت باید به‌صورت ریز و دقیق اشاره شود.

۴٫۳) بهینه سازی نمایش در مرورگرهای مختلف

مواردی که از نظر بهینه سازی نمایش در مرورگرهای مختلف مدنظر است به‌صورت ریز در این قسمت باید درج شود، حتی به شرح انتظاراتی که در این قسمت از بحث بهینه سازی نمایش در مرورگرهای مختلف خواهیم داشت باید به‌صورت ریز و دقیق اشاره شود.


اجرا شده در: داده پرداز پویای شریف

FacebookTwitterGoogle+
مدیریت پروژه,مستندات پروژه های نرم افزاری,انواع مستندات کاری

RUP، یک فرآیند یکپارچه

اين متدولوژی از يكپارچه‌سازی سه متدولوژی معروف ديگر بوجود آمده است كه شامل Booch، OMT و OSE می‌باشد.
از UML در جهت كارهای خود استفاده مي‌كند. در واقع می‌توان گفت UML خود ثمره RUP  می باشد و اين خود بسيار خوب است كه متدولوژيی با خودش گسترش يابد. مفاهيمی از قبيل Object، Class و … مفاهيم ساده و ثابتی هستند ولي قبلاً متدولوژيها علامتهای خاصی داشتند كه اكنون همه آنها يكسان شده‌اند.

در داخل RUP يك چارچوب توليد نرم‌افزار است كه ما آنرا برای سازمان و پروژه خود بومی می‌كنيم و می توان گفت كه در واقع يك قالب است.

Rup شامل ۴ فاز می باشد و اگر در هر لحظه به آن نگاه كنيم شامل ۹ قالب خواهد بود.

اين فرآيند يک روش نظام‌مند براي تخصيص کارها و مسئوليتها در يک تيم توسعه نرم‌افزار ارائه می دهد و هدف آن توليد نرم‌افزار بصورت بهينه و با کيفيت بالاست که بتواند نيازهای کارفرما را تحت يک برنامه زمانی مشخص و با بودجه قابل پيش‌بينی برآورده سازد. آر.يو.پي بهره‌وری تيم توليد نرم‌افزار را با فراهم نمودن دسترسی تمام افراد تيم به يک پايگاه دانش سهل‌الوصول به همراه راهنماها، الگوها و ابزارهای کمکی برای همه فعاليت‌های حياتی توسعه، افزايش می‌دهد. از آنجا که تمام افراد به منابع يکسانی دسترسی دارند، لذا ديد مشترکی برای توسعه نرم‌افزار برخوردار هستند.
آر.يو.پی امکان استفاده موثرتری از زبان يکپارچه مدلسازی (UML) را فراهم مي‌سازد (دقت شود که در عين حال آر.يو.پي و يو.ام.ال کاملاً مستقل از يکديگر هستند و نبايد آنها را با هم يکی فرض کنيم). به کمک تکنيک های آر.يو.پی بخش‌های عمده‌ای از فرآيند توليد نرم‌افزار به طور خودکار انجام شده و همچنين استفاده از مدل‌های توليد شده در فرآيندهای گذشته در پروژه‌های جاری به سادگی امکان‌پذير است. اين فرآيند با موقعيت‌های مختلف تطبيق يافته و براي سازمانهای بزرگ يا حتی کوچک توليد و توسعه نرم‌افزار قابل استفاده است.

آر.يو.پی کليه مراحل انجام يک پروژه شامل تحليل سيستم، برنامه‌ريزی، بررسی ريسکها، توليد و تست نرم‌افزار را در بر می گيرد و چهارچوبی در جهت انجام صحيح و موفق پروژه‌های نرم افزاری فراهم مي‌سازد.

چرا آر.يو.پی را يکپارچه ناميده‌اند:

  • اين فرآيند از ترکيب و يکپارچه‌سازي چند فرآيند و متدولوژي شامل Booch، OMT و OSE ديگر ايجاد شده است.
  • از زبان يکپارچه مدلسازي (UML) به طور موثري بهره مي‌گيرد.
  • مفاهيمي نظير کلاس و شيء در متدهاي قبلي علائم خاص و مختلفي داشته‌اند حال آنکه در آر.يو.پي يکسان شده‌اند.
FacebookTwitterGoogle+
مستندات پروژه های نرم افزاری,انواع مستندات کاری,متفرقه

تفاوت های مدیر پروژه و مدیریت دفتر مدیریت پروژه

مدیر پروژه (Project Manager): برنامه‌ریزی و هدایت پروژه در چهارچوب زمان ، هزینه و كیفیت مشخص به‌سوی ایجاد نتایج مشخص‌ آن است. مدیریت‌پروژه فعالیت‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی ، نظارت بر اجرا و هدایت اجرا را در بر می‌گیرد و سعی ‌دارد تا با استفاده‌ درست از منابع، نتایج مشخص و موردانتظار را با هزینه‌ توافق‌شده‌ قبلی در موعد درست خود تحویل ‌دهد.

دفتر مدیریت پروژه(Project Management Office – PMO): واحد سازمانی است که به مدیریت پروژه ها را مرکزیت می دهد. یک دفتر مدیریت پروژه، معمولاً یکی از سه نقش زیر را داراست:

  1. فراهم کردن سیاست ها، متدولوژی ها و الگوها برای مدیریت کردن پروژه ها در سازمان.
  2. پشتیبانی و راهنمایی افراد سازمان در مورد چگونگی مدیریت پروژه ها، آموزش مدیریت پروژه و یا نرم افزارهای مورد استفاده در مدیریت پروژه به آنها، همیاری در بکارگیری ابزارهای ویژه مدیریت پروژه.
  3. انتخاب و به کار گماردن مدیران پروژه برای پروژه های مختلف، و داشتن مسئولیت در مورد نتیجه آن گروه از پروژه ها (همگی پروژه ها، یا پروژه هایی در حد و اندازه های مشخص، نوع یا تاثیر آنها که به وسیله این دفتر، مدیریت می شود).

به فردی که در راس امور این دفتر قرار میگیرد نیز مدیر دفتر مدیریت پروژه گفته می شود.

 

اما تفاوت های اصلی مدیریت پروژه و مدیریت دفتر مدیر پروژه از نظر فعالیت هایی که باید در دستور کار قرار گیرد به شرح زیر است:

 

مدیر پروژه:

  1. برنامه ریزی
  2. پیگیری
  3. تخصیص دادن امور در پروژه
  4. کنترل پروژه
  5. مدیریت امور جاری در پروژه
  6. مجری قوانین و ضوابط جاری در یک پروژه
  7. تخمین اجرایی
  8. سازمان دهی کردن
  9. ارتباطات با کارفرما ها و تیم فنی

 

مدیریت دفتر مدیریت پروژه:

  1. کمک در پیش برد امور
  2. ارائه مشورت
  3. بازبینی شرایط
  4. تسهیل امور و فرآیند های جاری
  5. ممیزی
  6. هدایت کردن مانند کاری یک مربی برای تیم خود انجام میدهد
  7. برنامه ریزی راهبردی
  8. آموزش تیم مدیریت پروژه
  9. مدیریت دانش پروژه و هدایت این دانش به تیم مدیریت پروژه
FacebookTwitterGoogle+
برنامه ریزی,مدیریت پروژه,کنترل پروژه

تجربه نوشت – قسمت دوم

“خودتان را غرق کار نکنید، همه زندگی شما کار نیست.

کار می تواند لذت بخش باشد، اگر دوستش داشته باشید و درست انجامش بدهید و همه زندگی شما نباشد.”

دو خط بالا، عموما بین همه کارمندان که در شرکت ها مشغول هستند یادآور به موقع ترک کردن محیط کار است!!! البته چون فقط خط اول به شدت مطالعه می شود و هیچگاه به خط دوم، مخصوصا قسمت “کار می تواند لذت بخش باشد، اگر دوستش داشته باشید و درست انجامش بدهید” دقت نمیشود، البته بسیار بدیهی است چون اصولا انتخاب کردن شغلی که مورد علاقه و البته با تخصص باشد، دشوارتر از ترک به موقع محیط کار است.

اما واقعیتی که همواره کارفرما ها و مدیران را آزار می دهد، عدم بهره وری بالا در کار و یا همان عدم دریافت خروجی مطلوب (و نه حتی عالی)از کاری است که کارمندانشان انجام می دهند. البته نباید فراموش کرد که برخی شرایط در محیط های کاری، عامل این بی انگیزگی و بهره وری کم خواهد بود، اما قطعا این ما هستیم که همواره تعیین کننده شرایط و البته خط دهنده اصلی خواهیم بود. تصور کنید در یک شرکت تعداد کارمندان با کیفیت آن بیشتر از بی کیفیت باشد، آیا سود دهی شرکت افزایش پیدا نمی کند؟ آیا مدیران ارشد کاری جز همراهی با ایجاد امکانات و امنیت شغلی برای این دسته از کارمندان می توانند انجام دهند؟ آیا سایر کارمندان بی کیفیت توانایی ادامه دادن به مسیری که در گذشته طی می کردند را دارند؟ آیا کارمندان جدید، کارمندان قبلی را در جهت لذت بردن از کاری که انجام میدهند، سرلوحه قرار نمی دهند؟ و هزاران آیای دیگر که تمام به اثبات اینکه “شرایط را دستان من و شما رقم می زند” خواهد پرداخت.

اینکه خودمان را غرق کار نکنیم، بسیار عالی و پسندیده است اما آیا در زمانی که بیش از نیمی از عمر روزانه خود را مشغول به کسب درآمد برای امرارمعاش هستیم، خروجی مطلوب و در همان حد نیم روزی را داشته ایم؟ به جرات می توانم بگویم در اکثر مواقع خیر. به عنوان یک مدیر پروژه زمانی که خروج کارمندان شرکت را از محیط کار مشاهده میکنم، عدم وجود انگیزه، حس آزاد شدن، حس افسردگی را بیشتر از احساسات خوب و لذت بخش که همه و همه ناشی از مفید بودن و یا مفید واقع شدن است، می بینم. که البته پس از ۸ سال کار در این زمینه، این احساسات به راحتی قابل تشخیص است.

فکر میکنم، برای جلوگیری از بروز این احساسات یک روزی برای خودم یک لیست از توانمندی هایی که داشتم را نوشتم، بعد از توانمندی ها، لیست علاقه مندی ها را نوشتم و در نهایت، لیست هدف ها! در بین این لیست بلند، یک نقطه مشترک پیدا کردن برایم سخت نبود. نقطه ای که بتوانم با قرار گرفتن در مسیر آن، بتوانم از توانمندی هایم در راه رسیدن به علاقه مندی ها به صورتی هدفمند حرکت کنم. فکر میکنم این فرمول به انتخاب یک شغل با علاقه کمک کند.

پس از طی کردن مسیر فوق، میتوانیم به جرات بگوییم انسان های خوشحال تری در امور اجتماعی و زندگی شخصی خواهیم بود، زیرا همواره زمان مان را برای اموری مصرف کرده ایم که از آنها لذت برده ایم و فکر می کنم بسیار شفاف است که کار با لذت در حتی زمان کوتاه، بالاترین بهره وری را خواهد داشت و چرا حالا خط اول این پست را انجام نداد؟

FacebookTwitterGoogle+
مدیریت پروژه,کنترل پروژه,تجربیات یک مدیر پروژه